نمی دونم نذر و نیاز گریه دعا روضه زیارت عاشورا دعای کمیل .........همه این کارا رو انجام می دادم یه زمانی یعنی بیشتر دوره مجردی اما حالا دور شدم یا خیلی چیزا دیدم که زده شدم اما با اصل خدا با اصل دین اسلام با امام حسین و قیامش موافقم و معتقد اما شاید تعریف غلط آدما از این چیزا برام مسخره شده و منو دور کرده یه زمانی من هر شب تا زیارت عاشورا نمی خوندم نمی خوابیدم چرا؟ برای رسیدن به حاجات برای نزدیکی به امام حسین برای چی ؟ وای وقتی از این چیزا میگم سرم سوت می کشه از یه طرف می ترسم اشتباه کنم از یه طرف هم دیگه اعتقادم رو از دست دادم که مثلا من نذر کنم فلان مورد اتفاق بیفته به جاش من ۴۰ شب زیارت عاشورا بخونم نمی دونم خیلی دارم فکر می کنم.
وقتی تازه مادر شدم برای سلامتی تو ۴۰ روز زیارت عاشورا خوندم اما فرقی نکرد خوب نشد. حالا میگم دلم میخواد سعی کنم رفتارم مثل امام حسین باشه اعمالم نه اینکه فقط موقع گرفتاری سراغش برم این روزا سر در گمم.........
--------------
دیروز روز پدر بود من که پدری ندارم حتی نتونستم برم آرامگاهش اما به یادش بودم. من و تو هم برای بابا هدیه خریدیم تو کوچکتر از اونی هستی که این چیزا رو بفهمی اما روزهایی خواهند آمد که تو لذت داشتن یه پدر مهربون و با اصالت رو درک کنی پسرم.
-------------
امروز مسافرامون از مشهد میان سرمون خیلی شلوغ میشه. برات کلی لباس و پمپرز برداشتم که چیزی کم نداشته باشی. الان که خودت کنارم نیستی دلم میخواد لباساتو بو کنم درست مقابلم گذاشته توی یه کیسه وای دلم برات پر می کشه نمی دونم الان داری چه می کنی توی مهد.
شاید بریم مسافرت شایدم نه من از این می ترسم که تو مثل همه مسافراتا اذیتم کنی و نذاری بهم خوش بگذره یعنی غذا نخوری بیقراری کنی نمی دونم چیکار کنم اما باشه وقتی جدی شد تصمیم می گیرم. دلم یه کنار دریای دبش و با حال میخواد که با بابا عاشقانه قدم بزنم و غروب دریا رو نگاه کنم. دلم یه تنوع گنده میخواد زندگی خیلی تکراری شده خیلی همش به خاطر تو پسرم مسافرت و گشت و گذار رو به خودم حروم کردم تا به تو بد نگذره آخه از شانس من تو وقتی جابجا بشی نه درست میخوابی نه غذا میخوری نه آروم میگیری با اینکه دیگه ۲ سالت داره میشه عیبی نداره ناراحت نشو جبران میشه.
کم کم می تونی با کلمات شکسته بسته ای منظورت رو بهم بفهمونی دلم برات غش میره وقتی با انرژی بهم یه چیزی رو می گی نه یک بار که چندین بار و من غرق در تو به آینده فکر می کنم که این پسر بزرگ میشه و ..............
----------------
وای من خیلی هپلی شدم مامان باید برم آرایشگاه اما مگه تو میزاری همش چسبیدی به من . با اینکه بابا خیلی باهات بازی میکنه بازم منو میخوای فدات شم که اینقد بچه ننه شدی.............
